فیلسوفان کوچک و سوالات بزرگشان (۲)

 فیلسوفان کوچک و سوالات بزرگشان (۲)

«میدونی که دیرمون شده، صبحانه ات رو بخور که دیر نرسیم». این تنها جوابی بود که آن روز در پاسخ به پرسش عجیب پسرم، به ذهنم رسید. بسیاری اوقات که جواب سوالش را نمیدانم همین کار را میکنم. چون جرات این را ندارم که بگویم « نمی دانم». بسیاری از ما فکر میکنیم اگر نتوانیم پاسخ سوالات فرزندمان را بدهیم، دیگر آنها به ما اعتماد نمیکنند. اما در حقیقت از زیر بار پاسخ شانه خالی کردن، پیام نامناسب تری به آنها میدهد. « من خیلی سوالت رو جدی نگرفتم»یا «هیچوقت نگو نمیدانم، حتی اگر واقعا نمیدانی». بسیاری اوقات پاسخ سوالات علمی آنها را میتوانیم با اندکی مطالعه و جستجو به روشنی بدهیم. »

 

من الان جواب سوالت رو نمیدونم، اما جوابش رو پیدا میکنم و بهت میگم . «در برابر پرسش در مورد مفاهیمی چون خدا، عدالت، مرگ، زشتی و زیبایی و آفرینش، به آنها میگوییم: «بعضی از سواالت هستند که جوابشون رو به راحتی نمی تونیم پیدا کنیم و باید برای پیداکردن جواب آنها، بیشتر فکرکنی و کتاب بخونی. چون فقط یک جواب ندارن و آدمهای مختلف، جواب های مختلفی به اونها میدن».
با این روش هم روحیه پرسشگری را در کودک خود تقویت کرده ایم و هم او را به تلاش برای یافتن پاسخ سوالاتش ترغیب میکنیم. یافتن کتابهایی مناسب سن کودک که بتوان این مفاهیم را در آنها پیدا کرد قدم بعدی ماست.( ادامه دارد)

گردآورنده : دکتر سوده مرتضایی فر- روانشناس تربیتی

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Captcha loading...